تبلیغات
شهرستان شازند (شازند، آستانه، مهاجران، هندودر، توره، شهباز) - واژه های محلی شهرستان شازند-قسمت الف
بسم الله الرحمن الرحیم ***خوش آمدید*** وبسایت شهر آستانه علوی کاملا خودگران مدیریت میشود و تحت امر و اشراف هیچ نهاد و ارگانی نیست. مشتاقانه پذیرای انتقادات وپیشنهادات شما هستیم.
جهت جستجوی واژه مد نظر از کلیدهای ترکیبی ctrl+f استفاده کنید

توضیح

تلفظ

واژه

پافشاری، اصرار

ebrom

ابرم

رعدوبرق

Atesh bargh 

آتش برق

آبجی

 Ajji

آجی

نوعی کف (تخت) برای گیوه، مخصوصا گیوه های سنجان

Ajeedah

آجیده

گشاد

Achogh

آچق

آهسته

AssA

آسا

رعد

asemoon ghorommah

  آسمون غرمه

وسیله ای كه شبیه پنجه است و برای خرمن باد دادن، یا جابجا كردن علوفه از آن استفاده می كنند.ریشه این لغت یاوآشن است كه از لغت یاوكه به زبان پهلوی گندم است، وافش آندن كه یواش آندن شده

Ashoon 

آشون

گنجشک نر

AghA malicha

آقا ملیچ

حیاط خانه

Aghel

آقل

داداش

ALLA

  آلا

وجین كردن ، از بین بردن علف های هرز

ALA kerden

آلا كردن

زشت، بی قواره

Aleshtia

 آلشتی

آلبالو

alloo dassah 

آلو دسه

گوجه درختی

alloo gewjah

  آلو گوجه

آلبالو

alloo gooshvArah

  آلوگوشواره

شگون

Amed niAmed

  آمد نیامد

عادت کردن. بد عادت شدن

A'mokhtah

آموخته

هواپیما (airplane)

erfelan

ارفلان

بیل زدن دور درختان

esbAr

   اسبار

شپش

espez

اسپز

سفید

espeed

  اسپید

استخوان

esseghon

اسقون

استخر

essel 

 اسل

آسیاب

assiew

  اسیو

شكم،فارسی خیلی قدیم

eshkam

  اشكم

شكستن

eshkestan

اشكستن

شنیدن

eshnaftan 

 اشنفتن

فروش سریع اجناس دست فروش هنگامی که اجناس خیلی زود به فروش می رفت.
 جلی الا دادش کردن = زودی خریدنش

ellA dAd

الا داد

آفتاب

aftew

افتو

انبر

ammor

امر

انبردست

ammordas

امردس

انگولک (اذیت )

angelak

انگلک

آستین
انگله پلو بخور (engelah pelew bakhor)= آستین، پلو بخور (اشاره به یک حکایت دارد)

engelah

انگله

انگور

 angir

انگیر  

اینقدر ، این مقدار ، به محض اینکه

enghazar

انقزر

اندود، مثل”بون انید” كه می شود گل اندودن پشت بام های گلی

enneed 

 انید

آب

ew

  او

سركشی به آب، درمسیری به طرف سرچشمه، برای جلوگیری از به هرز رفتن، یا آب دزدی

ew bALA 

 او بالا

بازی كودكان در كنار جوی با آب بازی می كردند

ew bAzi 

 او بازی

سركشی به آب، در مسیر آن به طرف پایین سر چشمه، برای اطمینان از رسیدن آب به به مقصد

ew damoon

  او دامون

كمچه، پیمانه

ew gardoon 

 او گردون

آب گل آلود

ew kharrew 

 او خرو

نوعی حشره كه روی آب همواره در حركت است، معمولا به تعداد زیاد. كوچك و گرد به اندازه كفش دوز ولی سیاه رنگ

ew leghin kon 

 او لقین كن

آبله .
ریش اوله اولیه (reesh ewlah ewliah):رو صورتش جوش جوشی است (آبله زده)

ewlah

اوله

نوعی حشره كه روی آب همواره در حركت است، معمولا به تعداد زیاد. كوچك و دراز به اندازه مورچه

ew zolal kon 

 او زلال كن

آب چشمه كوچكی كه از زیر امامزاده جعفر بیرون می آید و به رود خانه می ریزد، مردم ازآن برای شفای بیماران استفاده می كنند

ewe zeere sannogh

  او زیر صنوق

آبستن

ewess

  اوس

ابر

ewr

 اور

ابری

ewrellah

  اورالله

سال پر آبی

ewsAL 

 او سال

افسار

ewsAr 

 اوسار

آن طرف

oollA

 اولا

آونگی که از سقف آویزان می کنند برای درست کردن کشمش سایه کوشک

eweng (eveng)

اونگ

مسأول آبیاری

ew YAr

اویار

این طرف

illa

ایلا